.:.::: کانون روضه :::.:.
ارائه ی مسائل و مصائب حقه ی آل الله

آه هر چند غل جامعه بر پیكر داشت

بر تنش باغ گل لاله و نیلوفر داشت

مثل گودال دچار كمی جا شده بود

فرقش این بود فقط سایه ی بالا سر داشت

زحمت چكمه ی سنگین كسی را نكشید

یعنی پامال نشد تا نفس آخر داشت

لطف زنجیر همین بود كه عریان نشود

هرچه هم بود ولی پیرهنی در بر داشت

دختری داشت ولی روسری اش دست نخورد

دختری داشت ولی دختر او معجر داشت

یك نفر كشته شد و هفت كفن آوردند

پاره هم میشد اگر، یك كفن دیگر داشت

السلام ای بدن بی كفن كربلا

سوره ی یوسف بی پیرهن كربلا


برچسب‌ها: اشعار شهادت امام موسی کاظم, موسی کاظم, امام موسی کاظم, اشعار روضه, غزل مصیبت, روضه, غزل
[ شنبه 20 خرداد1391 ] [ 1:18 ] [ (شوریده) ] [ ]
مثل یك تكه عبا روی زمین است تنش

آن قدر حال ندارد كه نیفتد بدنش

جا به جا گر نشود سلسه بد می چسبد

آن چنانی كه محال است دگر وا شدنش

نفسش وقت مناجات چه اعجازی داشت

زن بدكاره به یك باره عوض شد سخنش

آه مانند گلیمی چقدر پا خورده

بی سبب نیست اگر پاره شده پیرهنش

از كلیم اللهی حضرت ما كم نشود

گر چه هر دفعه بیاید بزند بر دهنش

به رگ غیرت این مرد فقط دست مزن

بعد از آن هر چه كه خواهی بزنی اش، بزنش

بستنش نیز برایش به خدا فایده داشت

مدد سلسله ها بود نمی ریختنش

با چنین وضع كفن كردن او پس سخت است

آه آه از پسرش آه به وقت كفنش


برچسب‌ها: اشعار شهادت امام موسی کاظم, موسی کاظم, امام موسی کاظم, اشعار روضه, غزل مصیبت, روضه, غزل, موسی بن جعفر, شهادت امام موسی بن جعفر
[ شنبه 20 خرداد1391 ] [ 1:16 ] [ (شوریده) ] [ ]

اين مردمان که قلب خدا را شکسته اند

دائم غرور آينه ها را شکسته اند

خورشيد را روانه ي زندان نموده اند

و حرمت امام منا را شکسته اند

زنجير دور گردن او حلقه مي کنند

با تازيانه دست دعا را شکسته اند

او ناله مي زند و به جايي نمي رسد

کنج سياه چال صدا را شکسته اند

با ذکر نام فاطمه دشنام مي دهند

اينان که قلب قبله نما را شکسته اند

آقا شنيده ام که امانت بريده اند

با سعي خويش پشت صفا را شکسته اند

حالا خدا به داد دخترت رسد

بدجور ساق پاي شما را شکسته اند


 


برچسب‌ها: اشعار شهادت امام موسی کاظم, موسی کاظم, امام موسی کاظم, اشعار روضه, غزل مصیبت, روضه, غزل
[ پنجشنبه 18 خرداد1391 ] [ 13:25 ] [ (شوریده) ] [ ]
در دلم خاکم و امید نجاتی دارم

در دل امید و به لب ها صلواتی دارم

مرگ همسایه دیوار به دیوار من است

منم آن زنده که هر شب سکراتی دارم

هشت معصوم عیان شد ز مصیبات تنم

از شهیدان خداوند صفاتی دارم

منم آن نخله در خاک که بر خوردن آب

جاری از دیده خود نهر فراتی دارم

ساقم از کوتهی تخته به رسوایی رفت

ورنه بشکسته ستون فقراتی دارم

کفن آوردن این قوم عذابی دگر است

اندر این هفت کفن تازه نکاتی دارم


 


برچسب‌ها: اشعار شهادت امام موسی کاظم, موسی کاظم, امام موسی کاظم, اشعار روضه, غزل مصیبت, روضه, غزل
[ پنجشنبه 18 خرداد1391 ] [ 13:24 ] [ (شوریده) ] [ ]

هر شاعری‌ست در تب تضمین چشم تو
از بس سرودنی‌ست مضامین چشم تو

چشم جهان به مقدمت ای عشق روشن است
از اولین دقایق تکوین چشم تو

ما را اسیر صبح نگاه تو کرده است
آقا کرشمه‌های نخستین چشم تو

از ابتدای خلقت عالم از آن ازل
شیعه شدم به شیوه‌ آئین چشم تو

می‌شد چه خوب نور خدا را نگاه کرد
از پشت پلکت از پس پرچین چشم تو

امشب شکوه خُلد برین دیدنی شده
وقتی شده‌ست منظر و آئینه چشم تو

گل کرده بر لب غزلم باغی از رطب
امشب به لطف لهجه‌ شیرین چشم تو

چشم تو آسمان سخا و کرامت است
آقا خوشا به حال مساکین چشم تو

حالا دو خط دعا به لبم نقش بسته است
در انتظار لحظه‌ آمین چشم تو

«آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند
آیا شود که گوشه‌ چشمی به ما کنند»

چه عالمی‌ست عالم باب الحوائجی
با توست نورِ اعظم باب الحوائجی

مهر تو است حلقه‌ وصل خدا و خلق
داری به دست خاتم باب الحوائجی

در عرش و فرش واسطه‌ی فیض و رحمتی
بر دوش توست پرچم باب الحوائجی

در آستانه‌ تو کسی نا امید نیست
آقا برای ما همه باب الحوائجی

بی‌شک شفیع ماست نگاه رئوف تو
در رستخیز واهمه باب الحوائجی

دیوانه‌ سخای ابا الفضلی توام
مانند ماه علقمه باب الحوائجی

صحن و سرات غرق گل یاس می‌شود
وقتی که میهمان تو عباس می‌شود

در ساحل سخاوت دریای کاظمین
مائیم و خاک پای مسیحای کاظمین

با دست‌های خالی از اینجا نمی‌رویم
ما سائلیم، سائل آقای کاظمین

رشک بهشتیان شده حال کسی که هست
گوشه‌نشین جنت الاعلای کاظمین

نور الهی از همه جا موج می‌زند
توحیدی است بس که سراپای کاظمین

داریم در جوار حرم، حق آب و گِل
خاتون شهر ما شده زهرای کاظمین

ما ریزه‌خوار صحن و سرای کریمه‌ایم
این افتخار ماست، گدای کریمه‌ایم

در سایه‌سار کوکب موسی‌بن جعفریم
ما شیعیان مکتب موسی‌بن جعفریم

فیضش به گوشه گوشه‌ ایران رسیده است
یعنی گدای هر شب موسی‌بن جعفریم

هستی ماست نوکری اهل بیت او
ما خانه‌زاد زینب موسی‌بن جعفریم

قم، آستان رحمت آل پیمبر است
در این حرم، مُقرّب موسی‌بن جعفریم

با مهر و رأفتش دل ما را خریده است
ما بنده مُکاتَب موسی بن جعفریم

چشم امید اهل دو عالم به دست اوست
مات مرام و مشرب موسی‌بن جعفریم

حتی قفس براش مجال پرندگی‌ست
مدیون ذکر و یارب موسی بن جعفریم

دلسوخته ز ندبه‌ چشمان خسته‌اش
دلخون ز ناله و تبِ موسی بن جعفریم

آتش زده به قلب پریشان، مصیبتش
با دست بسته غرق سجود است حضرتش

از طعنه‌های دشمن نادان چه می‌کشید
بین کویر، حضرت باران چه می‌کشید

در بند ظلم و کینه‌ قوی ستمگری
تنها پناه عالم امکان چه می‌کشید

خورشید عشق و رحمت و نور و سخا و جود
در بین این قبیله‌ عصیان چه می‌کشید

با پیکرش چه کرده تب تازیانه‌ها
با حال خسته گوشه‌ زندان چه می‌کشید

شکر خدا که دختر مظلومه‌اش ندید
بابای بی‌شکیب و پریشان چه می‌کشید

اما دلم گرفته ز اندوه دیگری
طفل سه ساله گوشه‌ ویران چه می‌کشید

با دیدن سر پدرش در میان طشت
هنگام بوسه بر لب عطشان چه می‌کشید

وقتی که دید چشم کبودش در آن میان
خونین شده تلاوت قرآن چه می‌کشید

می‌گفت با لب پر از آهی که جان نداشت:
ای کاش هیچ سنگدلی خیزران نداشت


 


برچسب‌ها: اشعار شهادت امام موسی کاظم, موسی کاظم, امام موسی کاظم, اشعار روضه, غزل مصیبت, روضه, غزل
[ پنجشنبه 18 خرداد1391 ] [ 13:22 ] [ (شوریده) ] [ ]
سالها كنج قفس تنها و بي غمخوار بودم

لحظه ها را مي شمردم در غم ديدار بودم

هر سحر با ضربه ي سيلي نمودم روزه آغاز

زير آماج لگد در لحظه ي افطار بودم

گرچه زندانبان مرا ميزد به نامردي وليكن

من براي عفو او در ذكر يا غفار بودم

من زكيه سيرتم زهرا تبارم زينبي ام

گاه ياد شام وگه ياد در وديوار بودم

چونكه مي بردند نامردان به سوي چارميخم

ياد بند گردن مولا وآن مسمار بودم

چونكه مي افتاد دنداني ز من از دست سنگيني

ياد چوب خيزران و كوفه بدكار بودم

فاصله افتاده بين استخوانهاي نحيفم

ياد غمهاي سه ساله بسكه در آزار بودم

تا كه مي خنديد دشمن بر شكسته حرمتم

ياد سر گرداني زينب سر ِ بازار بودم


برچسب‌ها: اشعار شهادت امام موسی کاظم, موسی کاظم, امام موسی کاظم, اشعار روضه, غزل مصیبت, روضه, غزل
[ پنجشنبه 18 خرداد1391 ] [ 13:19 ] [ (شوریده) ] [ ]
موسي شدي كه معجزه اي دست وپا كني

راهي براي رد شدن قوم، وا كني

زنجير هاي زير گلويت مزاحم اند

فرصت نمي دهند خودت را دعا كني

در يك بدن بجاي همه درد مي كشي

مي خواستي تمام خودت را فدا كني

وقت اذان مغرب اين تازيانه هاست

وقتش رسيده است كه افطار وا كني

مثل علي عروج نمازت امان نداد

فكري به حال فاصله ي ساق پا كني

عيسي مسيح من به صليبت كشيده‌اند

اينگونه بهتر است خدا را صدا كني

حالا ميان قحطي تابوت هاي شهر

بايد به تخته هاي دري اكتفا كني


برچسب‌ها: اشعار شهادت امام موسی کاظم, موسی کاظم, امام موسی کاظم, اشعار روضه, غزل مصیبت, روضه, غزل
[ پنجشنبه 18 خرداد1391 ] [ 13:18 ] [ (شوریده) ] [ ]
دستی رسید بال و پرم را کشید و رفت
از بال من شکسته ترین آفرید و رفت
خون گلوی زیر فشارم که تازه بود
با یک اشاره روی لباسم چکید و رفت
بد کاره ای به خاک مناجات سر گذاشت
وقتی صدای بندگی ام را شنید و رفت
راضی نشد به بالش سختی که داشتم
زنجیرهای زیر سرم را کشید و رفت
شاید مرا ندیده در آن ظلمتی که بود
با پا به روی جسم ضعیفم دوید و رفت
روزم لگد نخورده به آخر نمی رسید
با درد بود اگر شب و روزم رسید و رفت
دیروز صبح با نوک شلاق پا شدم
پلکم به زخم رو زد و در خون طپید و رفت
از چند جا ضریح تنم متصل نبود
پهلوی هم مرا وسط تخته چید و رفت
تابوت از شکستگی ام کار می گرفت
گاهی سرم به گوشه ی دیوار می گرفت

برچسب‌ها: اشعار شهادت امام موسی کاظم, موسی کاظم, امام موسی کاظم, اشعار روضه, غزل مصیبت, روضه, غزل
[ پنجشنبه 18 خرداد1391 ] [ 13:13 ] [ (شوریده) ] [ ]
می خواستند داغ تو را شعله ور کنند
وقتی که سوختی همه را با خبر کنند
می خواستند دفن شوی زیر خاکها
تا زنده زنده از سر خاکت گذر کنند
می خواستند شام غریبان بپا کنند
تا بچه های فاطمه را در به در کنند
از ناسزا بگو که چه آورده بر سرت
می خواستند باز تو را خونجگر کنند
زنجیر دست شما بسته باشد و
مثل مدینه فاطمه ات را سپر کنند
قوم یهود را به مصافت کشیده اند
تا تازیانه ها به مراتب اثر کنند
حالا بیا بگو که ملائک یکی یکی
فکری برای این تن بی پال و پر کنند
این اشک ها مسافر یک جسم بی سرند
وقتش رسیده است به آنجا سفر کنند



برچسب‌ها: اشعار شهادت امام موسی کاظم, موسی کاظم, امام موسی کاظم, اشعار روضه, غزل مصیبت, روضه, غزل
[ پنجشنبه 18 خرداد1391 ] [ 12:55 ] [ (شوریده) ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


پیشنهاد بانک اشعار روضه هیئت های :
تمام هیئت هایی که .::حاج حسن خلج::. دم میزنه
هیئت های فعال مهرآباد جنوبی تهران
1- هیئت منتظران فرج مهرآباد جنوبی : مکان : مهرآباد جنوبی _ خ توکلی _ کوچه احقاقی _ مسجد امام علی النقی (ع).
زمان : هر جمعه بعد از نماز مغرب و عشاء مجلس روضه و قرائت زیارت آل یاسین با نوای گرم
.::کربلایی سید محمد عبادی::.
2- هیئت یازهرا (س) : مکان : مهرآباد جنوبی _ خ توکلی _ کوچه موسوی _ منزل حسن حسین خانی حسینیه یازهرا (س)
زمان : هر سه شنبه بعد از نماز مغرب و عشاء مجلس روضه با نوای گرم
.::کربلایی حسن حسین خانی::.
3- هیئت بیت العباس (ع) : مکان : مهرآباد جنوبی _ خ دانشگاه هوایی _ حسینیه بیت العباس (ع)
زمان : هر چهارشنبه بعد از نماز مغرب و عشاء مجلس روضه با نوای گرم
.::کربلایی جواد حقیقت::.
4- هیئت بیت الرقیه (س) : مکان :مهرآباد جنوبی _ خیابان پادگان_خیابان تفرش غربی _کوچه اسلامی_حسینیه بیت الرقیه (س)
زمان : هر پنجشنبه بعد از نماز مغرب و عشاء مجلس روضه با نوای گرم
.::کربلایی حاج محمد شمس::.
5- هیئت قاسم ابن الحسن (ع) : مکان گردشی در مهرآباد برای اطلاع با مدیر وبلاگ تماس بگیرید
زمان : هر یکشنبه بعد از نماز مغرب و عشاء مجلس روضه با نوای گرم
.::محمد مرادی::.
6- هیئت ابناء الحسن (ع) : مکان : مهرآباد جنوبی _ خ توکلی _ خ تفرش _ کوچه لاله حسینیه ابناء الحسن (ع)
زمان : هر دوشنبه بعد از نماز مغرب و عشاء با نوای گرم
.::کربلایی سید شایان موسوی::.
7- هیئت فاطمیون مهرآباد جنوبی : هم زمان و هم مکان برگزاری جلسات روضه به سایت این هیئت مراجعه شود
8-هیئت کف العباس (ع) : مکان : مهرآباد جنوبی _ خ دانشگاه هوایی _ حسینیه کف العباس (ع)
زمان : هر یکشنبه بعد از نماز مغرب و عشاء با نوای گرم
.::کربلایی محمد خان محمدی::.
9- هیئت مکتب الثقلین مهرآباد جنوبی : مکان : گردشی در مهرآباد برای اطلاع 09195113927 زجاجی تماس بگیرید
زمان : هر دوشنبه بعد از نماز مغرب و عشاء با نوای گرم
.::کربلایی مجید حاجیلو::.
.:::عزیزان در امکانات وب صلوات بفرستید مزد ما و باعث دلگرمی ما باشد:::.
لینک دوستان
موضوعات وب
برچسب‌ ها
ع (9)
امکانات وب


عصر ظهور

من غلام قمرم |کوچکترین پایگاه اشعار مذهبی
 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
حديث اشك | اشعار اهل بيت (ع)